ایران باستان دارای تمدن عالی بوده و خط و کتابت و دانشوری در آن وجود داشته ولی اغلب آثار علم و ادب به واسطۀ طول زمان و آشوب جهان از میان رفته و نابود گردیده. گرچه سنگ نبشته ها که از آن زمان باقی مانده به تنهایی دلیلی است برای اثبات این  قول.

پیداست که بشر در روزگار ابتدایی نوشتن بلد نبوده و خطی نداشته و برای فهماندن مقصود خود تنها به زبان، که آن هم در آن عصر ناقص و محدود بود کفایت می کرده است. تاریخ شروع نوشتن را نمی دانیم ولی این اندازه معین است که نخستین نوشته انسان بسیار ساده و بچه گانه بوده است، یعنی به طرز خشن و نازیبایی صورت چیزها را کشیده و بدان طریق مقصود خود را ادا می کرده اند. این نوع خط را خط تصویری گوئیم که هنوز هم بعضی از اقوام از آن استفاده می کنند. به دلیل نقص هایی فراوانی که این خط داشت مناسب ترقی فکری و صنعتی نبوده و به احتیاجات روزافزون کفایت نمی کرده است به همین دلیل به تدریج تغییراتی در خط به وجود آمد یعنی کم کم تصویر ها ساده تر شد به حدی که نقش ها از بین رفت و تنها علامتی ماند که بر حسب عادت در میان هر طایفه نمودار معنایی شد. با این روش خط از مرحلۀ تصویر به مرحلۀ علامت نویسی رسید. که این نوع خط را دانشمندان تصویر فکر یا پندار نگارش نام داده اند.

مرحلۀ سوم خط مرحلۀ الفباست. لغت الفبا در اصل از زبان فینیقی آمده. فنیگی ها هر حرفی را برابر صوت اول اسم یک حیوان یا یک چیز ساخته و آن اسم را بدان حرف دادند. بدین ترتیب حرف اول را الف گفتند که در زبان فینیقی به معنی گاومیش است و صورت اول آن (آ) بوده و حرف دوم را (بِت) گفتند که هم اصل با بیت عربی و به معنی خانه است و اصطلاح آلفابت یا الفباء از این دو کلمۀ فینیقی است همچنین حرفهای دیگر را به این ترتیب به وجود آوردند. یونانی ها این حروف را از فینیقی ها گرفتند و نام آن را برطبق فینیقی آلفابت گفتند.

اهمیت و فایـده الفبا هویداست زیرا الفبا نمایندۀ یکی از صوتها یا تلفظ های انسان است و چون تمام صوتهای بشر از چهل و پنجاه نمی گذرد پس به جای هزاران تصویر یا علامت کافی است که شخص سی تا پنجاه حرف یاد گیرد و تمام کلمات را با آن بنویسید.

ایرانیان در هزارۀ سوم پیش از میلاد یعنی در دورۀ شاهی ماد علامت هایی میخی بابلی را که در مرحلۀ پندار نگارش بود و هنوز به مرحلۀ الفبایی نرسیده بود اقتباس کرده و از آن مانند فینیگی ها الفبایی ترتیب دادند و این کار دلیل بر هوش و استعداد ایرانیان و تمایل آنان به علم و ادب است و این کار از لحاظ تمدن و تکامل بشر اهمیتی به سزا دارد. همۀ سنگ نبشته های هخامنشی به خط میخی است که الفبای آن مرکب از سی و شش حرف است.

ایرانیان غیر از خط میخی خط دیگری نیز به کار می برده اند که آن را هم در اصل از خط سامی گرفته اند و شاید در همان عصر که خط میخی برای سنگ نبشته ها به کار می رفته این خط برای دستنویس استفاده می شده و کتاب اوستا را که کتاب دینی باستان ما بوده با آن نوشته بوده اند. بعد از خط اوستایی، خط پهلوی است که رسم الخط دورۀ اشکانی خصوصا دورۀ ساسانی است. خط پهلوی از آرامی که از خطوط سامی بود گرفته شده است.(تاریخ ادبیات ایران- دکتر رضازاده شفق)

در اوایل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجری قمری ابن مُقله بیضاوی شیرازی خطوطی را به وجود آورد که به خطوط سِتِه (ششگانه) معروف شد که عبارتند از : محقق ـ ریحان ـ ثلث ـ نسخ ـ رقاع و توقیع. که وجه تمایز آن ها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می باشد و برای این خطوط قواعدی وضع کرد و دوازده اصل نوشت :  ترکیب ـ کرسی ـ نسبت ـ ضعف ـ قوت ـ سطح ـ دور ـ صعود مجازی ـ نزول مجازی ـ اصول ـ صفا و شأن.  مقارن پیشرفت خطوط فوق، حَسن فارسی کاتب، خط تعلیق را از خطوط نسخ و رقاع به وجودآورد که به نام تَرَسُّل نیز نامیده می شد.

در قرن هشتم میرعلی تبریزی (۸۵۰ هجری قمری) از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق خطی به نام نسختعلیق به وجود آورد که بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید خطی که حدود یک دانگ سطح و مابقی آن دور است و نام آن در اثر کثرت استعمال به نستعلیق تغییر پیدا کرد. باید اذعان نمود که به حق زیباترین، ظریف ترین و مشکل ترین خطوط فارسی است و می توان گفت عروس خطوط فارسی است.

پس از میرعلی تبریزی پسرش میرعبدالله و بعد از او میرزا جعفر تبریزی و اظهر تبریزی در تکامل خط نستعلیق کوشش ها کردند تا نوبت به سلطانعلی مشهدی رسید که خدمات شایانی به این هنر اصیل نمود. اساتید زیادی بعد از سلطانعلی مشهدی در تکامل خط مذکور زحمات فراوانی کشیدند همانند میرعلی هروی و سپس بعد از حدود یک قرن، خوشنویس نامی و آشنای همه، میرعماد حسنی سیفی قزوینی  معاصر شاه عباس صفوی پا به عرصه ظهور نهاد که با نبوغ خود تغییرات و سبکی در خط نستعلیق به وجود آورد که نستعلیق از خفی تا چهاردانگ را جانانه و پهلوانانه می نوشت برای تکامل هر چه بیشتر هنر خود و تلمذ از محضر استاد زمانه باباشاه اصفهانی رحل اقامت به این شهر می افکند و پس از چندی به دربار راه یافته و مورد محبت شاه صفوی قرار می گیرد. تا جایی که طبق نوشته مورخین بعضی از شب ها شاه شمعدان طلا بر بالای دست نوشته میر می گیرد تا او خوش بنگارد. قطعات بسیار زیادی از کتابت و سیاه مشق های کم نظیر و آثار باقی مانده در بسیاری از موزه های معتبر جهان مانند لور فرانسه، آرمیتاژ روسیه، متروپولیتن امریکا می باشد.

پس از او میرزا غلامرضا اصفهانی، اعجوبه دوران، صاحب هنر، با دیدی کاملاً گرافیستی و زیبایی شناسانه پا به عرصه نهاد، میرزا زندگی پرفراز و نشیبی داشته است. از آثار میرزا غلامرضا نیز قطعات بسیار زیبایی به صورت مکتوب و عمدتاً سیاه مشق بر جای مانده است. همچنین نگارش کتیبه های بناها و عمارت های معروفی چون مسجد سپهسالار، سر در قورخانه تهران و ساختمان هایی در اصفهان از وی بر جا مانده است. همزمان با میرزا سروی دیگر در باغ هنر ایران می روید که علیرغم سن و عمر کوتاه خود پایه گذار و احیاء کنندۀ خط محجور شکسته نستعلیق می گردد. درویش عبدالمجید طالقانی در مدت ۳۵ سال، آثاری شامل قطعات و فرمهای مختلف از جمله ترکیب بند محتشم کاشانی در دانگ های خفی و کتابت به نوک خامه می آراید. همزمان با وی و پس از مرگ درویش، سیدی روحانی با تکیه و دقت نظر بر آثار میرزا قلی خان شاملو، میرزا شفیعا و درویش عبدالمجید، خط شکسته را در دانگ های ۲ تا ۴ گسترش داده و به اوج خود می رساند. او سیدعلی اکبر گلستانه است که اولین قربانی پزشکی در ایران می باشد.

اما در دورۀ معاصر خوشنویسی در ایران، با ورود و ظهور صنعت چاپ تغییراتی پیدا می کند که هنرمندان خوشنویس این پدیده صنعتی را با هندسه و اندازه حروف وکلمات با چاپ سنگی سازگار و منطبق ساخته و آن را به کمال می رسانند از آن جمله میرزا محمدرضا کلهر که آثار بسیاری از وی به صورت چاپ و مکتوب باقی و ماندگار است (سفرنامه خراسان ـ فیض الدموع ـ روزنامه شرف و شرافت و …)

در این زمان میرزا محمدحسین عمادالکتاب خوشنویس آزاده و مشروطه خواه که در زمان قاجار بسیاری از سال های عمر خود را در زندان گذارند نیز خالق آثاری که به قوام هر چه بیشتر شیوۀ کلهر کمک فراوانی رسانده است. بعد از او زنده یاد سید مرتضی برغانی پدر استاتید مرحوم آسیدحسن و آسیدحسین میرخانی مستقیماً رموز و دقایق خط و خوشنویسی را از عماد الکتاب فرا گرفته و سبب رشد شیوۀ میرزا محمدرضای کلهر در روزگار معاصر می باشد.

در سال ۱۳۲۹ استادان نامبرده و استاد علی اکبر کاوه حقیقی، استاد ابراهیم بوذری و دکتر مهدی بیانی، مرکزی را تحت عنوان کلاسهای آزاد خوشنویسی تاسیس و در آن به تعلیم و تعلم هنر جویان مشتاق پرداختند که ماحصل آن هنرمندان معاصر امروزی همچون استاد غلام حسین امیرخانی ـ کیخسرو خروش و عباس اخوین می باشند. این کلاس ها تا سال ۱۳۴۶ ادامه و پس از آن تحت عنوان انجمن خوشنویسان ایران به فعالیت خود ادامه داد. اکنون آمار کمی و کیفی فعالیت های انجمن خوشنویسان ایران بسیار چمشگیر بوده  و این موسسه را به عنوان بزرگترین مدرسه هنر می شناسند.

 

نستعلیق

نستعلیق حکایت زندگی است، همه چیز در خود دارد. فراز، نشیب، سختی، راحتی، ظرافت، قوت، استقامت، صبر، حوصله، متانت، زیبایی، همکاری مسالمت آمیزـ مهر و الفت، آرامش، اعتماد به نفس، یک نیروی پنهان و آشکارِ به شدت قوی و درمانگر، شوق برانگیر و آرامش بخش ـ در واقع شعلۀ عشقی تاثیرگذار را د انسان برمی انگیزد و روح را به پرواز در می آورد و در این هنگام است که به آرامش میرسی، نستعلیق سرشاز از تمرکز است، پرواز است، امید است، نشاط است، عشق درمانی است، صبر درمانی ـ نستعلیق ترا عاشق می کند و عاشق می مانی و این ناگزیر است. نستعلیق را دوست دارم.

محمد کیایی

پائیز ۱۳۹۰